دخالت نابجا و تاویل های اشتباه بیت العدل بدلی از بند ۴۲ کتاب اقدس
" ای بنده جمال ابهی سئوال از آیه مبارکه نموده بودی که میفرماید "عنقریب صرافان وجود در پیشگاه حضور معبود جز تقوای خالص نپذیرند و غیر عمل پاک قبول ننمایند"…
" ای بنده جمال ابهی سئوال از آیه مبارکه نموده بودی که میفرماید "عنقریب صرافان وجود در پیشگاه حضور معبود جز تقوای خالص نپذیرند و غیر عمل پاک قبول ننمایند"…
یکی از احبّایی که برای زیارت شوقی افندی به ارض اقدس مسافرت نمود، خانم «کابل مرسون» مهاجر موفّق صفحات آمریکای لاتین بود. او در یادداشتهای خود مینویسد:
هنگامی که در حضور ولیّ امرالله، یکی از زائران دربارهی آینده کار و فرزند ذکور شوقی افندی سوأل کرد، ایشان فرمودند:
«هر آنچه در الواح وصایا نوشته شده محقّق خواهد شد، بهائیان نباید در این باره نگرانی داشته باشند»
(به نقل از کتاب عهد و میثاق، نوشته ژوئل مارانژلا)
بهراستی چرا شوقی ربّانی از آینده نگران نبود؟!
برای اینکه در زمان حیات، طبق دستور حضرت عبدالبهاء، تمهیدات لازم برای تعیین جانشین خود و معرفی او را فراهم کرده بود.
چه شد که جانشین شوقی افندی کنار گذاشته شد و به جامعه معرفی نگردید؟ چگونه احبّا به سادگی پذیرفتند که ولیّ امر بدون تعیین جانشین برای خود و بدون روشن کردن سرنوشت آیندهی امر، این جهان خاکی را ترک کرده باشد؟!
اجازه بدهید به صراحت عرض کنم که نوعی چشمبندی و شعبدهبازی صورت گرفت! روحیّه خانم و ایادیان امر، احبّاء را بهدنبال نخود سیاه فرستادند! سر آنها را گرم کردند! و گفتند داریم دنبال وصیّتنامه میگردیم؛ در حالیکه خودشان میدانستند وصیتنامه مکتوبی در کار نیست!
روحیّه خانم، همسر بیوفای شوقی ربّانی، برخلاف آن گروه از احبّا که در گذشته تصور میکردند که شوقی افندی پسری دارد که بهطور مخفیانه پرورش یافته است و در موقع لزوم بهعنوان جانشین پدر معرفی میگردد، میدانست که مشکل نازایی دارد و هرگز فرزندی نخواهد داشت. میدانست که اگر سلسلهی ولایت امرالله ادامه یابد، برای او که فاقد فرزند است، جایگاهی در رهبری جامعه بهائی وجود نخواهد داشت.
ایادیان امرالله نیز بهخوبی میدانستند که قرار نیست شوقی افندی جانشین خود را از طریق نوشتن وصیّتنامه مکتوب تعیین کند؛ بلکه بر طبق دستور الواح وصایای مبارکه باید در زمان حیات خویش، جانشین را انتخاب و معرفی کند.
(بیشتر…)
تفسیر و تبیین نصوص، بدون حضور ولیّ امر حیّ ممکن نیست
یادداشتی از جناب علی ثابتی
پرسش:
برخی از پیروان بیت العدل بدلی اظهار میدارند که هیاکل مقدّسه در طول حیات عنصری، آثار بسیاری را از خود به یادگار گذاشتند که تعدادی از آنها منتشر شده و تعداد زیادی نیز در دارالآثار بینالمللی موجود است و هیچگاه منتشر نشده است؛ لذا بیتالعدل بدلی میتواند با توجّه به نصوص در دسترس موجود، نسبت به حلّ مشکلات پیشرو، تصمیمگیری و اقدام نماید؛ بنابر این میتوان نتیجه گرفت که با وجود این نصوص و آثار، نیازی به ولیّ امر زنده و حاضر، در ریاست بیت العدل احساس نمیشود!
پاسخ:
حتّی اگر بیت العدل بدلی دسترسی به تمام نصوص را داشته باشد، مجاز به تبیین و تفسیر آنها نیست.
حضرت شوقی افندی مشخص فرمودند که:
«هر هیئتی که به نظام الاهی و بر حسب تعلیمات و اصول و شرایط سماویه که در صحف الاهیه مشروحأ مثبوت و مسطور است، کاملأ کما ینبغی و یلیق لهذا المقام الرفیع والمرکز المنیع انتخاب و تشکیل نشود آن هیئت از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط و از حق تشریع و وضع احکام و سنن و قوانین غیر منصوصه ممنوع و از اشرف اسنی و قوه مطلقه علیا محروم.»
(توقیعات ۱۹۲۶-۱۹۲۲، ص ۲۴۰)
نظام الاهی و اصول و شرایط سماویّه در الواح مبارک وصایا حضرت عبدالبهاء مثبوت و مسطور است که بیت عدل حقیقی را بهشرح زیر توصیف و بیان میفرمایند:
«امّا بیت عدل الّذی جعله الله مصدر كلّ خیر و مصونا من كلّ خطاءٍ باید بهانتخاب عمومی یعنی نفوس مؤمنه تشكیل شود و اعضاء باید مظاهر تقوای الاهی و مطالع علم و دانایی و ثابت بر دین الاهی و خیرخواه جمیع نوع انسانی باشند و مقصد بیت عدل عمومیست یعنی در جمیع بلاد بیت عدل خصوصی تشكیل شود و آن بیوت عدل، بیت عدل عمومی انتخاب نماید. این مجمع مرجع كلّ امور است و مؤسّس قوانین و احكامی كه در نصوص الاهی موجود نه و جمیع مسائل مشكله در این مجلس حلّ گردد و وليّ امر الله رئيس مقدّس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لاينعزل. و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد. و اگر چنانچه عضوی از اعضاء گناهی ارتكاب نمايد كه در حقّ عموم ضرری حاصل شود وليّ امرالله صلاحيّت اخراج او دارد بعد ملّت شخص ديگر انتخاب نمايد. این بیت عدل مصدر تشریعست و حكومت قوّه تنفیذ. تشریع باید مؤیّد تنفیذ گردد و تنفیذ باید ظهیر و معین تشریع شود تا از ارتباط و التیام این دو قوّت بنیان عدل و انصاف متین ورزین گردد و اقالیم جنّة النّعیم و بهشت برین شود.»
(بیشتر…)