” ای بنده جمال ابهی سئوال از آیه مبارکه نموده بودی که میفرماید
“عنقریب صرافان وجود در پیشگاه حضور معبود جز تقوای خالص نپذیرند و غیر عمل پاک قبول ننمایند” معني این آيه مباركه مفصل فرصت نه، مختصر بيان ميشود
و آن اين است كه ماعداي تقوي و عمل پاك در درگاه احديت مقبول نه،
شجر بي ثمر در نزد باغبان احديت پسنديده نيست.
ايمان مانند شجر، و تقوي و عمل پاك به مثابه ثمر است
اليوم اعظم تقواي الهي ثبوت بر عهد و پيمان است
و عمل پاك يعني رفتار و كردار و گفتار بهائيان حقيقي كه مطابق وصايا و نصايح الهي است.”
(مکاتیب حضرت عبدالبها – جلد ۲ صفحه ۳۰۵)
“در حقيقت اختلاف نيست اما تقاليد چون مختلف است سبب اختلاف و جدال گشته اگر تحري حقيقت و ترك تقاليد شود جميع ملل متحد گردند …”
” لهذا بايد تقاليد را ترك نمود و تحري حقيقت كرد چون حقيقت يكي است اگر كل تحري حقيقت نمايند شبه ئي نيست كه كل يكي شوند متحد و متفق گردند زيرا اين همه نزاع از تقاليد است”
(خطابات حضرت عبدالبها – جلد ٢ صفحات ۵۵ و ۲١۸)
ساختار و تکامل و پیدایش بیت العدل اعظم الهی
حضرت شوقی افندی می فرمایند:
” در بدو امر بايد به نهايت وضوح و بدون هيچ ابهامی مذکور گردد که اين دو مؤسّسۀ نظم اداری حضرت بهآءاللّه اساسش مِن عند اللّه است و وظائفش خطير و ضروری و مرام و مقصدشان مکمّل يکديگر. هدف مشترک و اساسی اين دو مُؤسّسه آنست که همواره سلطه و اختياراتی را که من جانب اللّه بوده و از نفس مظهر ظهور سرچشمه گرفته است حفظ نمايد و وحدت پيروان آئينش را محفوظ دارد و اصالت و جامعيّت تعاليمش را صيانت کند و به مقتضای زمان قوانين غير منصوصه را تشريح نمايد . و چون اين دو مؤسّسۀ لا ينفَصِم مُتّفقاً به اجرای وظائف پردازند امور تمشيت پذيرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امر اللّه ترويج يابد و قوانينش تنفيذ شود و تشکيلات تابعهاش حمايت گردد هر يک منفرداً در حدود اختيارات معيّنه وظائف خود را انجام ميدهد و دارای تشکيلات فرعيّهايست که برای اجرای شايستۀ وظائف و تکاليف آن مقرّر گشته است و نيز قدرت و اختيارات و حقوق و امتيازات خود را در حدود مشخّصه اعمال مينمايد. “
(کتاب دور بهایی در صفحه ۷۸)
” اين نظم بديع از انظمه باطله سَقيمه عالم ممتاز در تاريخ اديان فريد و بي مثيل و سابقه بنيادش بر دو ركن ركين استوار ركن اول و اعظم ركن ولايت الهيه كه مصدر تبيين است و ركن ثاني بيت عدل اعظم الهي كه مرجع تشريع است همچنانكه دراين نظم الهي تفكيك بين احكام شارع امر و مبادي اساسيهاش كه مركز عهد و ميثاقش تبيين نموده ممكن نه انفصال ركنين نظم بديع نيز از يكديگر ممتنع و محال ” (توقيعات مباركه – خطاب به احبا شرق صفحه ۳۰۱)
بیت العدل اعظم الهی حقیقی را میتوان از دو جنبه “ساختار” و “تکامل تا پیدایش” مورد بررسی قرار داد. امید آن است که یاران و حامیان و پیروان عهد و میثاق الهی بعد از خواندن این نصوص و توضیحات به مسائل و حقایق اساسی این موسّسه الهی که یکی از ارکان نظم جهانی حضرت بهاءالله میباشد به دانسته های دقیقتر و جامعتری دست یابند.
برای آگاهی و درک بهتر ابتدا به ساختار و ترکیب بيت العدل اعظم و سپس به مسیر تکامل و پیدایش این موسّسه الهی بر مبنای نصوص و آثار دیانت بهائی مبادرت میگردد.
قبل از شروع باید احبا به این اصل اساسی در دیانت بهائی توجه و همیشه در نظر داشته باشند که “مقام تفسير و تبيين آيات و کلمات حضرت بهاءاللّه و حضرت عبدالبهاء منحصراً به وليّ امر اللّه عنايت شده است.” (حضرت شوقی افندی – دور بهائی صفحه ۸۶)
حضرت شوقی افندی می فرمایند:
“از اين بيانات کاملاً واضح و روشن است که ولی امر مُبيّن آيات اللّه و بيت عدل اعظم واضع احکام غير منصوصه است. تفسير و تبيين ولايت امر در دايره خويش همآن قدر مورد تمکين و انقياد است که قوانين موضوعهء بيت عدل که حقوق و امتيازاتش وضع قوانين و احکام غير منصوصۀ حضرت بهآءاللّه است . هيچيک از اين دو نميتواند به حدود مقدّسۀ ديگری تجاوز نمايد و هرگز نيز تعدّی نخواهد نمود .هيچيک در صدد تزئيف سلطه و اختيارات مخصوصه مسلّمۀ ديگری که از طرف خداوند عنايت گشته است بر نخواهد آمد “ (دور بهائی صفحه ۸۲)
در دیانت بهائی فقط بیانات و تفاسیر ولی امر الله شرط نهایی برای فهم صحیح ما از آثار و نصوص میباشد. بنابراین هیچ نهادی و یا موسّسه ای و یا فردی و یا حتی یک بیت العدل حقیقی که بر مبنای آثار صریح دیانت بهائی تاسیس و تشکیل گردیده، حق تبیین و یا تفسیر و یا اظهار نظر در مورد “آيات و کلمات حضرت بهاءاللّه و حضرت عبدالبهاء” را ندارد. غیر از ولی امر الله کسی اجازه تبیین و تفسیر آثار دیانت بهایی را ندارد.
حال با توجه به اصول بیان شده به اصل موضوع این رساله مبادرت می گردد.
- ساختار بيت العدل اعظم الهی
حضرت عبدالبها در الواح وصایا در صفحه ١۵ می فرمایند:
“و مقصد بيت عدل عموميست يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی تشكيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد. اين مجمع مرجع كلّ امور است و مؤسّس قوانين و احكامی كه در نصوص الهی موجود نه و جميع مسائل مشكله در اين مجلس حلّ گردد و وليّ امر اللّه رئيس مقدّس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لايَنعَزِل و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد . و اگر چنانچه عضوی از اعضاء گناهی ارتكاب نمايد كه در حقّ عموم ضرری حاصل شود وليّ امراللّه صلاحيّت اخراج او دارد بعد ملّت شخص ديگر انتخاب نمايد.”
چنانچه با دقت به فرمایش حضرت عبدالبهاء توجه گردد مشخص می گردد که ساختار بیت العدل حقیقی از دو جزء تشکیل شده است که به آنها دقیقتر اقدام و اشاره می گردد.
جزء اول و اعظم: “وليّ امر اللّه رئيس مقدّس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لايَنعزل” یعنی عضو اعظمی است که نمیشود او را از این مجلس جدا کرد، حذف کرد و یا عزل کرد. ولی امر الله عضو این مجلس میباشد. اگر بیت العدل اعظم از ٩ نفر تشکیل شود عضو اوّل و اعظم آن ولی امرالله میباشد. و هشت عضو دیگر از طریق بیوت عدل ملی انتخاب می گردند. حضرت شوقی افندی در ترجمه الواح وصایای حضرت عبدالبهاء به زبان انگلیسی “عضو اعظم ممتاز لايَنعزل” را چنین ترجمه میفرمایند:
“And the Guardian of the Cause of God is its sacred head and the distinguished member for life of that body.”
ترجمه: “و ولي امر الله سر مقدس آن و عضو ممتاز برای حیات آن بدن است”
از ترجمه حضرت شوقی افندی که در واقع به شکلی تفسیر ایشان نیز میباشد مشخص میفرمایند که وجود و حضور ولی امر الله در بیت العدل اعظم امری حیاتی و ضروری میباشد.
حضرت شوقی افندی همچنین در توقیعات خویش قسمتهائی از الواح وصایای حضرت عبدالبهاء را تبیین و تفسیر کرده اند و به لزوم وجود ولی امر حی و زنده در بیت العدل اعظم به موارد زیر اشاره می فرمایند.
“Though the Guardian of the Faith has been made the permanent head of so august a body he can never, even temporarily, assume the right of exclusive legislation. He cannot override the decision of the majority of his fellow-members but is bound to insist upon a reconsideration by them of any enactment he conscientiously believes to conflict with the meaning and to depart from the spirit of Baha’u’llah’s revealed utterances. He interprets what has been specifically revealed and cannot legislate except in his capacity as member of the Universal House of Justice.” (The World Order of Baha’u’llah)
ترجمه: “اگرچه ولی امر به عنوان رئیس دائمی این هیئت (بیت العدل اعظم) فخیم است، اما هرگز نمی تواند، حتی به طور موقت، حق قانون گذاری انحصاری را به عهده بگیرد. او نمیتواند تصمیم اکثریت اعضای خود را نادیده بگیرد، اما موظف است پافشاری کند بر تجدید نظر آنها در مورد هر مصوبهای که وجداناً معتقد است مغایر با معنی و روح آيات منزله حضرت بهاءالله است. او آنچه را که مشخصاً نازل شده است تفسیر میکند و جز در مقام عضویت در بیت العدل اعظم نمیتواند قانون وضع کند.”
“هر چند وليّ امر رئيس لا ينعزل اين مجلس فخيم است معهذا نميتواند بنفسه حتّی بطور موقّت واضع قوانين و احکام گردد و يا تصميمات اکثريّت اعضای مجلس را الغا نمايد، وليکن هر گاه تصميمی را وجداناً مباين با روح آيات منزله تشخيص دهد بايد ابرام و تأکيد در تجديد نظر آن نمايد.“
(حضرت شوقی افندی – دور بهایی صفحه ۸۳)
بنابراین اگر تصمیمات اکثريّت اعضایبیت العدل اعظم مصون از خطا می بود که ایشان نمی فرمودند “و ليکن هر گاه تصميمی را وجداناً مباين با روح آيات منزله تشخيص دهد بايد ابرام و تأکيد در تجديد نظر آن نمايد” و همانطور که می دانیم حضرت عبدالبها در الواح و وصایا می فرمایند “حِصن متين امر الله باطاعت من هو ولی امر الله محفوظ و مصون ماند و اعضاي بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادي امر الله بايد كمال اطاعت و تمكين و انقياد و توجه و خضوع و خشوع را به ولی امر الله داشته باشند اگر چنانچه نفسي مخالفت نمود مخالفت بحق كرده و سبب تشتيت امر الله شود و علت تفريق كلمة الله گردد و مظهری از مظاهر مركز نقض شود”.
اگر ولی امر الله تشخیص دهند که تصمیمی و یا مصوّبهای “مباين با روح آيات منزله” است و چنانچه فردی یا عضوی از بیت العدل اعظم مخالفت با ولی امر الله نماید، مخالفت با خداوند کرده است و “مظهري از مظاهر مركز نقض شود”.
البته در این مورد ذکر شده که ممکن است از بیت العدل اعظم مصوبه ای صادر شود که مباین و خلاف و متفاوت با روح آیات منزله باشد، فقط در زمانی ممکن است رخ بدهد که ولی امر الله “بالذّات” و شخصاً در جلسات بیت العدل اعظم حضور نداشته باشد،. زیرا حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا همچنین میفرمایند “و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد .” و چون نایب و وکیل ولی امر الله در امور دین مصون از خطا نمی باشد این امکان وجود دارد که مصوبه ای خلاف و مباين با روح آيات منزله تصویب گردد. بنابراین ولی امر الله باید دستور دهند که این مصوّبه و تصمیم را یا تصحیح و یا تغییر دهند.
و همچنین حضرت شوقی افندی در مورد وظایف ولی امرالله می فرمایند:
“بدون اين مؤسّسه ولایت وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طی دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّۀ منتخبين (منتخبین بیت العدل اعظم) ضروری است سلب شود“
(حضرت شوقی افندی – دور بهایی صفحه ۸۰)
می فرمایند چنانچه این موسّسه (ولایت امر) از نظم جهانی حضرت بهاءالله حذف گردد “وحدت امر اللّه در خطر افتد” و همانطور که میدانید بر مبنای نصوص صریح دیانت بهائی، وحدت عالم انسانی در صورتی به واقعیت می انجامد که دیانت بهائی به عنوان تنها دین جهانی از طرف عموم مردم دنیا پذیرفته شود. بنابراین اگر وحدت امرالله در خطر افتد چگونه ممکن است که وحدت عالم انسانی به واقعیت بینجامد. و در ادامه می فرمایند “بنيانش متزلزل گردد” بنیان و پایه های امر اللّه متزلزل گردد. بنا کردن و ساختن بنائی بر یک بنیان متزلزل بعید و غیر ممکن می باشد. و بعد می فرمایند و آن “واسطه فیضی” که از طرف خداوند می باشد و احاطه و تسلط به عواقب و پیامد های امور در طی دهور یعنی زمانه و روزگار دارد بی نصیب ماند و همچنین می فرمایند “و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّۀ منتخبين ضروری است سلب شود“. هدایتی که برای تعيين حدود و وظائف منتخبین بیت العدل اعظم که امری ضروری یعنی واجب و لازم است، از این هدایت سلب و جدا و محروم میگردد.
یعنی بدون ولی امر الله بیت العدل اعظم از آن قوه فیضی که از طرف خداوند میباشد بی بهره میگردد و بی حیات و به جسمی بدون سر و مرده تبدیل میگردد.
ایشان همچنین می فرمایند:
“هر هيئتی كه بنظام الهي و بر حسب تعليمات و اصول و شرائط سماويه كه در صُحُف الهيه مشروحاً مثبوت و مسطور است كاملا كما يَنبغی و يليق لهذا المقام الرفيع و المَركز المنيع انتخاب و تشكيل نشود آن هيئت از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط و از حق تشريع و وضع احكام و سنن و قوانين غير منصوصه ممنوع و از اشرف اسنی و قوه مطلقه عليا محروم…”
(توقيعات مباركه ١٩٢٢-١٩٢٦ صفحه ۲۴۰)
از بیان مبارک از “آن هيئت از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط و از حق تشريع و وضع احكام و سنن و قوانين غير منصوصه ممنوع و از اشرف اَسنی و قوه مطلقه عليا محروم” کاملا مشخص میباشد که منظور بیت العدل اعظم میباشد. و میفرمایند اگر دقیقاً “بر حسب تعليمات و اصول و شرائط سماويه كه در صُحُف الهيه مشروحا مثبوت و مسطور است….. انتخاب و تشكيل نشود آن هيئت از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط” بنابراین بر مبنای الواح وصایای حضرت عبدالبهاء که میفرمایند “وليّ امر اللّه رئيس مقدّس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لايَنعَزِل” اگر ولی امر الله از این موسسه حذف گردد دیگر مطابق با نصوص نبوده و “از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط و از حق تشريع و وضع احكام و سنن و قوانين غير منصوصه ممنوع و از اشرف اَسنی و قوه مطلقه عليا محروم”. و همچنین برای خوانندگان گرامی در توضیحات مربوط به تکامل و پیدایش بیت العدل اعظم مشخص خواهد گردید که تکامل و پیدایش بیت العدل بدلی حاضر هیچ ارتباط و هماهنگی با نصوص صریح دیانت بهائی ندارد.
بیت العدل بدلی به احباء چنین تلقین کرده است که هرگاه ٩ نفر اعضای منتخب با هم جمع شوند تصمیمات آنها مصون از خطا خواهد بود. بر مبنای الواح و وصایا و توضیحات حضرت شوقی افندی چیزی جز خیال بافی و تصورات واهی نمی باشد مگر اینکه در رأس آن ولی امر الله حی و زنده حضور داشته باشد.
بنابراین مصونیت بیت العدل اعظم در گروی وجود ولی امر الله حی و زنده میباشد و تا پایان دیانت بهائی امری الزامی خواهد بود. و به همین دلیل میباشد که در آثار دیانت بهائی و تبیّنات حضرت شوقی افندی هرگز حتی کمترین اشاره ای به آن نشده است که ولی امر الله ممکن است در دیانت بهائی وجود نداشته باشد و یا به گفته بیت العدل بدلی که می گویید سلسله ولایت به پایان رسیده است اثری یافت شود. بلکه همانطور که عرض شد آن مقدسان دائماً و تواماً وجود ولی امر الله را الزامی دیده اند و حتی کاملاً شفاف دلایلی در این مورد آورده اند که از روی آثار خدمت شما عرض شد. و در تایید سخنان قبل توجه شما را به آثار زیر جلب میکنم.
“با بيانی صريح و قاطع دو مؤسّسه توأمان بيت العدل و ولايت امرالله را به عنوان جانشينان خويش معيّن فرموده اند که وظائفشان عبارت است از اجراء اصول و ترويج حدود و محافظه مؤسّسات و تطابق حکيمانه و صادقانه امرالله با مقتضيات زمان و تحقّق ميراث مرغوب خلل ناپذير بانی بنيان امر يزدان در عالم امکان.” (حضرت شوقی افندی – نظم جهانی بهائی صفحه ١٩)
“همچنين درباره مسئله جانشينی حضرت بهاء الله که در دو مؤسّسه توأمان بيت العدل اعظم و ولايت امرالله حلّ شده، در آثار مقدّسه خويش شواهدی قاطع عرضه بدارند که احدی را مجال انکار نماند. اينجا است که امتياز ذاتی امر بهائی نمايان می گردد و سرّ قدرت وحدت امر بهائی نيز در آن نهفته است.” (حضرت شوقی افندی – نظم جهانی بهائی صفحه ۲۲)
“صخرهای که اين نظم اداری بر آن استوار است مشيّت ثابته الهيّه برای عالم انسانی در عصر حاضر است. منبع الهامش نفس حضرت بهآءاللّه است. …..محوری که مؤسّساتش حول آن طائف مضامين مُحکمه الواح وصايای حضرت عبدالبهآء است ……ارکانی که سلطهاش مُستَظهَر بدانست دو مؤسّسهء ولايت امر اللّه و بيت عدل اعظم است.”
(حضرت شوقی افندی – دور بهائی صفحه ۹۵)
” در بدو امر بايد به نهايت وضوح و بدون هيچ ابهامی مذکور گردد که اين دو مؤسّسۀ نظم اداری حضرت بهآءاللّه اساسش مِن عند اللّه است و وظائفش خطير و ضروری و مرام و مقصدشان مکمّل يکديگر. …. و چون اين دو مؤسّسۀ لا ينفَصِم مُتّفقاً به اجرای وظائف پردازند امور تمشيت پذيرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امر اللّه ترويج يابد ….. هر يک منفرداً در حدود اختيارات معيّنه وظائف خود را انجام ميدهد و دارای تشکيلات فرعيّهايست که برای اجرای شايستۀ وظائف و تکاليف آن مقرّر گشته است و نيز قدرت و اختيارات و حقوق و امتيازات خود را در حدود مشخّصه اعمال مينمايد. ” (حضرت شوقی افندی – دور بهائی در صفحه ۷۸)
جزء دوم: و همچنین ساختار بیت العدل اعظم از جزء و یا عنصر دوّمی برخوردار است که آن همان اعضای منتخب که از طریق بیوت عدل خصوصی (بیوت عدل ملی) انتخاب می گردند، تشکیل شده است.
“و مقصد بيت عدل عموميست يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی تشكيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد.” (الواح و وصایا ی حضرت عبدالبهاء)
حضرت شوقی افندی در ترجمه الواح و وصایای حضرت عبدالبها به زبان انگلیسی میفرمایند:
„By this House is meant the Universal House of Justice, that is, in all countries a secondary House of Justice must be instituted, and these secondary Houses of Justice must elect the members of the Universal one.”
ایشان در ترجمه به صراحت میفرمایند که اعضای بیت العدل اعظم باید از طریق بیوت عدل خصوصی که همان بیوت عدل ملی میباشند انتخاب گردند. عزیزان باید توجه داشته باشند که در زمان تشکیل بیت العدل بدلی و حتی تا حال حاضر هم یک بیت العدل ملی (خصوصی) تشکیل نگردیده است. در حال حاضر هم هنوز بیوت عدل ملی در مسیر تکامل در مرتبه و مقام محافل ملی (شوراهای ملی) قرار دارند و تشکیل بیت العدل اعظم در ابتدا منوط و مشروط به تشکیل بیوت عدل ملی هستند زیرا بیوت عدل ملی اجازه انتخاب اعضای بیت العدل اعظم را دارند. حضرت شوقی افندی در ترجمه می فرمایند “باید بیوت عدل خصوصی یا همان ملی تشکیل گردند و آن بیوت ملی باید اعضای بیت العدل اعظم را انتخاب نمایند.” به این موضوع در بخش تکامل و پیدایش بیت العدل اعظم دقیقتر گفتگو میگردد.
در خاتمه و با توجه به نصوص ذکر گردیده در مورد ساختار بیت العدل اعظم میتوان با صراحت و بدون هیچ شک و شبه ای بیان داشت که نَه اعضای منتخب را به تنهایی یک بیت العدل اعظم حقیقی می توان نامید و نَه رئيس مقدّس اين مجلس (ولی امر الله) به تنهایی می تواند یک بیت العدل اعظم حقیقی نامیده گردد و یا تشکیل گردد.
بلکه همانطور که از تبیینات کاملاً آشکار گردید بیت العدل اعظم ساختار و یا مجموعه ای است که از دو عنصر یا دو جزء تشکیل گردیده است. عنصر و یا جزء اول آن که همان عضو اعظم ممتاز لاينعزِل یعنی ولی امرالله است و عنصر و جزء دوم آن که همان اعضای منتخب می باشند که از طریق بیوت عدل ملی انتخاب می گردند.
پس یاران عهد و میثاق الهی نباید فراموش کنند و باید همیشه بیدار و هوشیار باشند که در هر مکتوبی و در هر زمانی که در آثار و نصوص دیانت بهائی از کلمه بیت العدل اعظم چه در آثار حضرت بهاء الله و چه در آثار حضرت عبدالبهاء ذکری شده است منظور و هدف ساختاری است که حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا و اولین ولی امر الله حضرت شوقی افندی در توقیعات خود تشریح کرده اند که جزء اول آن که همان ولی امرالله است و جزء دوم آن که همان اعضای منتخب می باشند. بنابراین اگر بیت العدل اعظم از ٩ نفر تشکیل شود عضو اوّل و اعظم آن ولی امرالله میباشد. و هشت عضو دیگر از طریق بیوت عدل ملی انتخاب می گردند.
در تکمیل مطالب فوق باید توجه داشت که حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا همچنین میفرمایند “و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد” .
چنانچه ولی امر الله در جلسات بیت العدل اعظم شخصاً حضور نیافتند نایب و وکیلی تعیین نماید. در ترجمه الواح وصایا به زبان انگلیسی، حضرت شوقی افندی میفرمایند باید نایب و وکیلی تعیین نمایند.
“He must appoint one to represent him”
بنابراین جلسات بیت العدل بدون حضور ولی امرالله و یا بدون نائب و وکیل ایشان اعتبار و وجاهتی ندارد.
در ادامه حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا می فرمایند “و اگر چنانچه عضوی از اعضاء گناهی ارتكاب نمايد كه در حقّ عموم ضرری حاصل شود وليّ امراللّه صلاحيّت اخراج او دارد بعد ملّت شخص ديگر انتخاب نمايد.”
از بیان مبارک کاملاً مشخص می باشد که اعضای بیت العدل می توانند خاطی و گناهکار باشند و اعضا و افراد خطاکار که شامل الهامات الهی نمی شوند و باید شخصی باشد که آن فرد و یا افراد خطاکار را از بیت العدل اعظم اخراج نماید. این مسئولیت فقط در حیطه وظایف ولی امرالله میباشد و امری ضروریست. در فقدان ولی امرالله هیچ ضمانتی وجود ندارد که این موسّسه به یک مجموعه ای از افراد خاطی و گنهکار تبدیل نگردد.
حضرت شوقی افندی دو رکن نظم جهانی حضرت بهاءالله را چنین تشریح میفرمایند:
” اين نظم بديع از انظمه باطله سَقيمه عالم ممتاز در تاريخ اديان فريد و بيمثيل و سابقه بنيادش بر دو ركن ركين استوار ركن اول و اعظم ركن ولايت الهيه كه مصدر تبيين است و ركن ثاني بيت عدل اعظم الهي كه مرجع تشريع است همچنانكه دراين نظم الهي تفكيك بين احكام شارع امر و مبادي اساسيهاش كه مركز عهد و ميثاقش تبيين نموده ممكن نه انفصال ركنين نظم بديع نيز از يكديگر ممتنع و محال ”
(توقيعات مباركه ١٩٤٥-١٩٥٢ صفحه ۱۲۷)
و در کتاب دور بهائی وظایف اساسی دو رکن را توصیف کرده و با قاطعیت معین و مشخص می نمایند که این دو رکن و یا موسّسه (دو مؤسّسه توأمان بيت العدل و ولايت امرالله) اجازه دخالت در امور یکدیگر را نداشته و نخواهند داشت.
“از اين بيانات کاملاً واضح و روشن است که ولی امر مُبيّن آيات اللّه و بيت عدل اعظم واضع احکام غير منصوصه است. تفسير و تبيين ولايت امر در دايره خويش همآن قدر مورد تمکين و انقياد است که قوانين موضوعهء بيت عدل که حقوق و امتيازاتش وضع قوانين و احکام غير منصوصۀ حضرت بهآءاللّه است . هيچيک از اين دو نميتواند به حدود مقدّسۀ ديگری تجاوز نمايد و هرگز نيز تعدّی نخواهد نمود .هيچيک در صدد تزئيف سلطه و اختيارات مخصوصه مسلّمۀ ديگری که از طرف خداوند عنايت گشته است بر نخواهد آمد ” (دور بهائی صفحه ۸۲)
توجه و دقت احباء را به این نکته بسیار ظریف و دقیق و مهم جلب می نمایم. بیت العدل بدلی و گردانندگان آن چنین تصور و برداشتی را به احبا تلقین و القاء کرده اند که وجود ولی امر الله در رأس بیت العدل اعظم و وظایف ایشان در رابطه با بیت العدل اعظم به معنی دخالت موسسّهء ولایت در موسسّهء بیت العدل اعظم میباشد. در صورتی که اینچنین نیست. ولی امر الله بعنوان “عضو اعظم ممتاز لايَنعزل” و رئیس این مجلس انجام وظیفه می نمایند و جایگاه و وظایف و تکالیف ولی امرالله در بیت العدل اعظم مربوط به موسسّه بیت العدل اعظم میشود و ارتباطی با موسسّه ولایت ندارد. ولی امر الله در هر کدام از این موسسّات (موسسّه ولایت و موسسّه بیت العدل اعظم) رئیس بوده و وظایفی و مسئولیتها و تکالیفی دارد که مربوط و وابسته به همان موسسّه ای میباشد که در آن در حال انجام وظیفه است. و وظایف ولی امر الله کاملا مشخص و معین در نصوص تشریح گشته و ارتباط ایشان با هر دو رکن و یا موسسّه بیان گردیده و به معنی دخالت موسسّه ای در موسسّه دیگر نیست. بنابراین ولی امر الله بعنوان رئیس دو موسسّه انجام وظیفه مینمایند و حضور ایشان و وظایف الهی ایشان در این موسسّات باعث ایجاد پیوند و انسجام و وحدت در دو رکن و یا موسسّه و در امر الله گردیده و به معنی دخالت موسسّه ای در موسسّه دیگر نیست و نمیباشد. پس باید توجه داشت که موسسات اجازه دخالت در امور یکدیگر را ندارند. به همین دلیل است که میفرمایند هیچ کدام از این موسسّات نمی تواند جانشین دیگری شود “هيچيک در صدد تزئيف سلطه و اختيارات مخصوصه مسلّمۀ ديگری که از طرف خداوند عنايت گشته است بر نخواهد آمد “.
از دیگر دلایل واضح و آشکار بر باطل بودن بیت العدل بدلی و یا بیت العدل بهائیان هترودکس این است که تمام وظایف ولی امر الله و یا موسسّه ولایت را تصاحب کرده است.
قسمتی از دخالتهای بیت العدل بدلی در وظایف ولی امر الله به شرح زیر میباشد:
- دخالت تفسیر و تبیین و توضیح نصوص و آیات الهی با نامهایی مانند هدایات و پیامها و دستخطهای بیت العدل
- تعیین و انتصاب مشاورین قاره ای که وظیفه ایادیان امر را عهده دار گشته اند. تعیین ایادیان امر از وظایف ولی امر الله بوده و آنها باید بر مبنای الواح وصایا در ظل و تحت حکم ولی امر الله باشند.
- اخراج و طرد روحانی ناقضین که از وظایف و اختیارات مسلّمه ولی امر الله می باشد. و این وظیفه را هم مشاورین قاره ای و بیت العدل کنونی انجام می دهند.
- اخذ حقوق الله که به صراحت راجع به ولی امر الله می باشد.
- تکامل بیت العدل جنینی (اولین شورای بین المللی بهائی) به بیت العدل اعظم بر مبنای نصوص صریح دیانت بهائی
در قسمت اوّل به توضیحاتی در مورد ساختار بیت العدل اعظم بر مبنای آثار صریح حضرت عبدالبها و تبیینات حضرت شوقی افندی اقدام گردید و در این قسمت به مسیر تکامل شورای بین المللی بهائی تا پیدایش بیت العدل اعظم مبادرت می گردد.
قبل از شروع این توضیحات دوباره به یاران عهد و میثاق حضرت بهاءالله یادآور می شوم که به این اصل مهم و اساسی در دیانت بهائی دائماً توجه داشته باشند که “مقام تفسير و تبيين آيات و کلمات حضرت بهاءاللّه و حضرت عبدالبهاء منحصراً به وليّ امر اللّه عنايت شده است.”
(حضرت شوقی افندی – دور بهائی صفحه ۸۶)
در دیانت بهائی فقط بیانات و تفاسیر ولی امر الله شرط نهایی برای فهم صحیح ما از آثار میباشد. بنابراین هیچ فردی و یا موسّسه ای و حتی یک بیت العدل اعظم حقیقی اجازه تبیین و تفسیر و اظهار نظر در مورد آثار دیانت بهایی را ندارد.
“باری ای احبای الهی صریح کتاب الهی اینست که اگر دو نفس در مسئله ای از مسائل الهیه جدال و بحث نمایند و اختلاف و منازعه نمایند هر دو باطلند ، حکمت این امر قطعی الهی اینست که در میان دو نفس از احبای الهی جدال و نزاع نشود، بنهایت الفت و محبت با یکدیگر گفتگو کنند، اگر اندک معارضه ئی بمیان آید سکوت کنند دیگر طرفین تکلم ننمایند و حقیقت حال را از مبین سئوال کنند این است حکم فاصل” (مکاتیب– جلد ۳ صفحه ۳۳)
“تبيين و تشريح کامل روابطی که اين دو رکن اساسی الواح وصايای حضرت عبدالبهآء را به يکديگر متّصل و هر يک را به شارع آئين و مرکز ميثاق مرتبط مينمايد وظيفهايست که نسلهای آينده آنرا کما ينبغی و يليق ايفا خواهند نمود. منظور فعلی اين عبد آنست که با آنکه حال بدايت ظهور است و درک عظمت اين نظم چنانچه بايد ميسّر نيست به ذکر بعضی از خصائص بارزهء اين دو رکن نظم اداری پردازم که قبلاً به صراحت بيان شده و عدم وقوف بر آن قابل عفو و اغماض نيست.”
(دور بهائی صفحه ٧٨)
به سخنی ساده تر حضرت شوقی افندی میفرمایند: تبیین و تشریح کامل روابطی که ركن اول و اعظم ركن ولايت الهيه و ركن ثاني بيت عدل اعظم الهي را به يکديگر متّصل و هر يک را به حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء مرتبط مي نمايد وظيفه ايست که نسلهای آينده آنرا انجام میدهند.( یعنی ولاة امر در آینده، زیرا فقط ولاة امر الله اجازه تبیین را دارند.) میفرمایند در حال حاضر که در ابتدای ظهور هستیم و درک نظم جهانی چنانچه باید میسّر نیست به ذکر بعضی از خصائص اين دو رکن نظم اداری می پردازم.
بیت العدل بدلی چنان وانمود کرده است که هر چه که نیاز بوده است توسط حضرت شوقی افندی تبیین شده است در حالی که خود ولی امر میفرمایند این وظیفه ولا ة امر در آینده است.
حال با توجه به اصول بیان شده به ادامه این رساله مبادرت می گردد.
حضرت شوقی افندی در مهمترین توقیع خود در تاریخ ٩ ژانویه ١٩۵١ اولین شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) را تشکیل دادند و اعضای آن را شخصاً انتصاب کردند. یکی از دلایل تشکیل اولین شورای بین المللی بهائی، تشکیل ٩ شورای ملی در ٩ کشور می بود. این محافل ملی باید مسیر تکامل خود را در ابتدا به یک محکمه بهائی که قانوناً از طریق کشورها و در واقع دولتهای آن کشور ها تائید و تصدیق شده اند طی میکردند. برای آشنائی و روشن شدن بهتر و دقیقتر باید به این توقیع مهم و دیگر توقیعات حضرت شوقی افندی پرداخته شود.
این تنها اعلامیه و مهمترین توقیع حضرت شوقی افندی مبین مصون از خطای دیانت بهائی می باشد که در تاریخ نهم ژانویه یکهزار و نهصد و پنجاه و یک (توقيعات مباركه ۱۹۴۵-۱۹۵۲ صفحه ۲۴۱) منتشر گردید. در این تنها اعلامیه ایشان پیدایش و تولد بیت العدل جنینی را به دنیای بهایی تهنیت میگویند.
ترجمه متن اعلامیه نهم ژانویه یکهزار و نهصد و پنجاه و یک:
“اعلام به محافل ملی در شرق وغرب ا تخاذ تصمیم خطیر و عهد افرین تشکیل اولین شورای بین المللی بهائی، طلیعه موسسه کبرای اداری که مقدر است در زمان مناسب در جوار و ظل مرکز روحانی امرالله در جهان که در دو شهر حیفا و عکا مستقر است تشکیل گردد.
تحقق نبوات صادره توسط بانی امر الهی و مرکز میثاق او درباره استقرار دولت جدید التاسیس، دلالت بر تولد ملتی مستقل در ارض اقدس پس از گذشت دو هزار سال دارد، پیشرفت سریع اقدامات تاریخی در ارتباط با ساختمان قسمت فوقانی مقام اعلی در کوه کرمل و کفایت رشد کنونی نه موسسه اداری ملی (محافل ملی) که قویا در سراسر عالم بهائی فعالند، مرا بر ان میدارد که این تصمیم تاریخی را که در پیشرفت و تحول نظم اداری دیانت حضرت بهاءالله بالا ترین درجه اهمیت را در سی سال اخیر حائز است اتخاذ نمایم.
موسسه نوبنیاد به فعالیت درسه بخش منصوب میگردد: اول برقراری ارتباط با مقامات کشور جدید التاسیس؛ دوم، مرا در ایفای وظائف مربوط بساختمان فوقانی مقام اعلی مساعدت نماید؛ سوم، برگزاری مذاکرات با مقامات کشوری در باره مسائل احوال شخصی. علاوه بر اینها درطی دوران تحول این نخستین موسسه بین المللی جنینی فعالیت های بیشتری برآن افزوده خواهد شد، در مسیر تکامل: به محکمه بهائی که برسمیت شناخته شود متعالی، سپس به هیئتی منتخب مبدل، بعد به بیت العدل عمومی شکوفا و درخشان گشته وثمرات نهائی آن از طریق تشکیل موسسات متفرعه اشکار وباعث تاسیس مرکز اداری جهان که مقدر است در مجاورت روضتین مبارکه مرتفع وفعال وبطور دائمی مستقر گردد خواهد شد.
با قلبی سرشار از شکرانه و سرور و نهایتأ پس از مدتها انتظار تاسیس شورای بین المللی را تهنیت میگویم، تاسیسی که تاریخ از آن بعنوان عظیم ترین اقدام که بر تارک دومین عهد عصر تکوین دور بهائی خواهد درخشید یاد خواهد نمود هیچیک از مشروعاتی که از آغاز نظم اداری امرالله ازحین صعود حضرت عبدالبهاء تا کنون به انجام آنها مبادرت گشته بالقوه باین درجه از اهمیت نبوده است و مقام ثانی را نسبت به وقایع افتخار آمیز وجاودانی مربوط به سه هیکل مقدس امر الهی در عصر اول مشعشع ترین دور از کور پانصد هزارسال بهائی حائز است.
شایسته است مراتب از طریق لجنات روابط عمومی به آگاهی همگان برسد.”
(توقيعات مباركه ۱۹۴۵-۱۹۵۲ صفحه ۲۴۱)
برای شناخت و فهم بهتر از شرایط تشکیل بیت العدل اعظم و لزوم تکامل محافل محلی و محافل ملی به محکمه های بهائی و سرانجام به بیوت عدل محلی و بیوت عدل ملی (بیوت خصوصی) و نتیجتاً نیاز و لزوم به تشکیل بیت العدل اعظم، باید به تبیینات حضرت شوقی افندی متوسل گردیم.
قبل از پرداختن به مهمترین توقیع حضرت شوقی افندی باید برا ی خوانندگان و احباء سوالات مهم زیر مطرح گردند:
- چرا از مهمترین توقیع جناب شوقی افندی هیچ صحبتی در بین احباء نیست و نوعاً اطلاعی از این مهمترین تاسیس ندارند.
- چرا تاریخ تاسیس آن را احبا نمیدانند. تاسیسی که بالاترین مقام را بعد از وقایع عصر رسولی یا عصر اول دیانت بهایی خواهد داشت. به تعبیری دیگر چنین بیان کرده اند که تا ظهور بعد اقدامی نخواهد پذیرفت که مقام آن و ارزش آن بیشتر از تشکیل شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) باشد. در واقع حتی تکامل بیت العدل جنینی به تشکیل بیت العدل اعظم هم حداکثر میتواند مقام سوم را در جایگاه نظم جهانی حضرت بهاءالله داشته باشد زیرا مقام دوم را به بیت العدل جنینی نسبت داده اند.
- چرا تکامل و تشکیل بیت العدل حاضر با روش تکامل و تشکیل و طی مراحل و مراتب تعیین شده در نصوص هیچ همانندی و انطباقی ندارد.
حضرت شوفی افندی میفرمایند:
“هر هيئتی كه بنظام الهي و بر حسب تعليمات و اصول و شرائط سماويه كه در صُحُف الهيه مشروحاً مثبوت و مسطور است كاملا كما يَنبغی و يليق لهذا المقام الرفيع و المَركز المنيع انتخاب و تشكيل نشود آن هيئت از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط و از حق تشريع و وضع احكام و سنن و قوانين غير منصوصه ممنوع و از اشرف اسنی و قوه مطلقه عليا محروم…”
(توقيعات مباركه ١٩٢٢-١٩٢٦ صفحه ۲۴۰)
تکامل شورای بین المللی بهائی یا بیت العدل جنینی به تشکیل بیت العدل اعظم بر مبنای نصوص صریح دیانت بهائی مشروط به ضروریات و مراحلی میباشد.
برای ایجاد و تاسیس بیت العدل اعظم باید مراحل و مراتب و شرایط مشخص و معینی صورت پذیرد و از مهمترین آنها تکامل بیت العدل جنینی به محکمه بهائی و بعد از محکمه بهائی تکامل آن به هیئتی منتخب و در نهایت به بیت العدل اعظم می باشد. حضرت شوقی افندی در توقیعات بیشماری به شرح زیر مشخص و توصیف کرده اند که به بیان جزئیات آنها مبادرت می گردد.
ضرورت اول: همانطور که ملاحظه خواهید کرد حضرت شوقی افندی میفرمایند که تکامل بیت العدل جنینی (شورای بین المللی بهائی) به محکمه بهائی یکی از ضروریات تشکیل بیت العدل اعظم می باشد. یعنی جای گریزی از آن نیست.
” با تشکیل شورای بین المللی بهائی که ماموریت دارد به ساختمان قسمت فوقانی مقام اعلی مساعدت نماید ، بین مرکز اداری بین المللی نو شکفته با دولت جدیدالتاسیس ارتباط برقرار کند و برای تشکیلمحکمه بهائی که مقدمه ضروری تاسیس بیت عدل بین المللی است راه گشائی نماید.”
(توقیع تلگراف ۲۵ اپریل ١٩۵١) (توقیعات مبارکه ١.۲-١.٦ بدیع صفحه ۳١۳)
“تحول این نخستین موسسه بین المللی جنینی (شورای بین المللی بهائی یا بیت العدل جنینی) …...در مسیر تکامل: به محکمه بهائی که به رسمیت شناخته شود متعالی، سپس به هیئتی منتخب مبدل، بعد به بیت العدل عمومی شکوفا و درخشان گشته”
(اعلامیه نهم ژانویه یکهزار و نهصد و پنجاه و یک) (توقيعات مباركه ۱۹۴۵-۱۹۵۲ صفحه ۲۴۱)
“تشكيل محكمه بهائي در ارض اقدس كه مقدمه تاسيس ديوان عدل اعظم (بیت العدل اعظم)خواهد بود . تدوين و تنظيم احكام كتاب مسطاب اقدس ام الكتاب آئين بهائي تاسيس شش محكمه ملي بهائي در عواصم ممالك شرقيه اسلاميه در طهران – بغدا – قاهره – دهلي جديد -کراچی و کابل….”
(توقيعات مباركه ١٩٥٢-١٩٥٧ صفحه ۸)
از اهداف جهاد ده ساله و یا جهاد کبیر اکبر که از سال ١٩۵۳ تا سال ١٩٦۳ باید ادامه می یافت. یکی از مهمترین اهداف تعیین شده از طریق حضرت شوقی افندی، تکامل شورای بین المللی بهائی به محکمه بهائی بود. بیت العدل بدلی به دروغ به احبا چنین القا کرده است که هدف دهم تشکیل بیت العدل اعظم در سال ١٩٦۳ بوده است.
” هدف دهم تاسيس محكمه بهائي در ارض اقدس كه مقدمه انتخاب و تشكيل اعظم هيئت تشريعيه جامعه پيروان امر الهي و استقرار بيت عدل اعظم در ارض اقدس خواهد بود.”
(توقيعات مباركه – خطاب به احبا شرق صفحه ۴۸۷) (توقيعات مباركه ١٩٥٢-١٩٥٧ صفحه ٩٧)
“هيئت بين المللي بهائي كه مقدمه تشكيل اولين محكمه رسمي در جامعه پيروان آئين يزداني و منتهي بتاسيس ديوان عدل الهي (بیت العدل اعظم) و تمركز و استحكام مركز بين المللي اداري امرالله در قرب مقام اعلي و جريان سفينةالله بر جبل كرمل و …” (توقيعات مباركه ١٩٤٥-١٩٥٢ صفحه ۲۹۳)
ضرورت دوّم: در پیدایش بیت العدل اعظم بر مبنای الواح وصایای حضرت عبدالبهاء و تبیینات حضرت شوقی افندی باید اعضای بیت العدل اعظم از طریق بیوت عدل ملی انتخاب شوند.
حضرت عبدالبهاء در الواح و وصایا در صفحه ١۵ می فرمایند:
“و مقصد بيت عدل عموميست يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی (بیت العدل ملی) تشكيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد.
حضرت شوقی افندی در ترجمه الواح و وصایای حضرت عبدالبهاء به زبان انگلیسی میفرمایند:
„By this House is meant the Universal House of Justice, that is, in all countries a secondary House of Justice must be instituted, and these secondary Houses of Justice must elect the members of the Universal one.”
” تا محافل خصوصی و مرکزی (ملی) مکمّلاً مرتّباً قانوناً تشکيل نگردد و دائر نشود تأسيس بيت عدل اعظم که مرجع کلّ امور و به نصّ قاطع الهی مؤسسّ قوانين و احکام غير منصوصه در کتاب است ممکن نه چه که انتخابش به نصّ صريح وصايای مقدّسه بايد بواسطه بيت عدل های خصوصی گردد چنانچه ميفرمايد ” يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی تشکيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد ” (توقيعات مبارکه ١٩٢٦- ١٩٢٢ صفحه ١٣٢)
ایشان در ترجمه الواح وصایا و در توقیعات خویش به صراحت میفرمایند که اعضای بیت العدل اعظم باید از طریق بیوت عدل خصوصی که همان بیوت عدل ملی می باشند انتخاب گردند. عزیزان باید توجه داشته باشند که در زمان تشکیل بیت العدل بدلی و حتی تا حال حاضر هم یک بیت العدل ملی تشکیل نگردیده است. در حال حاضر هم هنوز بیوت عدل ملی در مسیر تکامل در مرتبه و مقام محافل ملی (شوراهای ملی) قرار دارند و تشکیل بیت العدل اعظم در ابتدا منوط و مشروط به تشکیل بیوت عدل ملی هستند زیرا بیوت عدل ملی اجازه انتخاب اعضای بیت العدل اعظم را دارند.
یاران عهد و میثاق باید توجه داشته باشند، مادام که بیوت عدل محلی و بیوت عدل ملی تشکیل نگردیده باشند توانائی اجرای احکام غیر منصوصه در کشورها امکان پذیر و قابل اجرا نیست زیرا ضمانت اجرائی و قانونی برای اجرای احکام غیر منصوصه از طرف کشورها یشان وجود ندارد و بنابراین تشکیل بیت العدل اعظم هیچ ضروریتی ندارد و بر مبنای نصوص امکان پذیر نیست. به همین دلیل است که می فرمایند ” تا محافل خصوصی و مرکزی مکمّلاً مرتّباً قانوناً تشکيل نگردد و دائر نشود تأسيس بيت عدل اعظم که مرجع کلّ امور و به نصّ قاطع الهی مؤسسّ قوانين و احکام غير منصوصه در کتاب است ممکن نه چه که انتخابش به نصّ صريح وصايای مقدّسه بايد بواسطه بيت عدل های خصوصی گردد چنانچه ميفرمايد ” يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی تشکيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد ” (توقيعات مبارکه ١٩٢٦- ١٩٢٢ صفحه ١٣٢)
“اين محافل روحانيه كه در مستقبل ايام بنام اصلی و دائمی خويش يعنی “بيوت عدل” كه از طرف شارع اين امر اعظم تعيين گرديده خوانده خواهند شد.”
(حضرت شوقی افندی -کتاب قرن بدیع صفحه٦٧۰- موسسه معارف بهائی، کانادا ۱۹۹۲)
ضرورت سوّم: تبدیل و تکامل محافل روحانی محلی (بیوت عدل محلی جنینی) و محافل روحانی ملی (بیوت عدل ملی جنینی) به محکمه های محلی و ملی می باشد. همانطور که قبل از تأسیس بیت العدل اعظم باید شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) ابتدا به محکمه بهائی تکامل یابد به همان شکل هم باید محافل محلی و ملی به محکمه های محلی و ملی تبدیل شوند. ایشان در توقیعات متعددی میفرمایند:
” محافل روحانی محلی و ملی كه حتی قبل از صعود حضرت عبدالبهاء در مرحله جنينی خود به ايفاي وظيفه مشغول بودند ” (دور بهائی صفحه ٧٧)
“هدف دوازدهم تاسيس شش (٦) محكمه ملي بهائي در اعظم مدن ممالك اسلاميه درمدينة الله عاصمه عراق عرب و ارض طا عاصمه كشور مقدس ايران و مدينه قاهره عاصمه قطر مصر مركز عالم عربي و اسلامي و دهلي عاصمه هندوستان و كراچي عاصمه پاكستان و كابل عاصمه افغانستان…..”
(از اهداف جهاد ده ساله و یا جهاد کبیر اکبر که از سال ١٩۵۳ تا سال ١٩٦۳ باید ادامه می یافت.)
(توقيعات مباركه – خطاب به احبا شرق صفحه ۴۸۸- آلمان ۱۹۹۲) (توقيعات مباركه ١٩٥٢-١٩٥٧ صفحه ۹۸)
“تدوين و تنظيم احكام كتاب مستطاب اقدس ام الكتاب آئين بهائي تاسيس شش محكمه ملي بهائي در عواصم ممالك شرقيه اسلاميه در طهران – بغداد قاهره – دهلي جديد….”
(توقيعات مباركه ١٩٥٢-١٩٥٧ صفحه ۸)
“پنجم – تاسیس محکمه ملّی بهائی در طهران
ششم – تاسیس محکمه ملّی بهائی در کابل”
(توقيعات مباركه ۱۹۵۲-۱۹۵۷ صفحه ۲۱)
“عقدنامه بهائي مقدمه تاسيس محكمه شرعيه بهائيه در سه ايالت ديگر از ايالات متحده رسماً تسجيل گشت”
(توقيعات مباركه – خطاب به احبا شرق صفحه ۳۵۲ – آلمان ۱۹۹۲)
(توقیع مبارکه رضوان ١٠٥ بدیع صفحه ۴۳)
“شايد آن روز دور نباشد که در بعضی از ممالک شرقی که در آن جامعه های دينی آنها احوال شخصيّه اعضاء خويش را به صورت شرعی اجراء می کنند به محافل روحانيّه نيز اين وظيفه محوّل گردد که رسماً به عنوان يک محکمه بهائی به کار پردازند و در مسائلی از قبيل ازدواج و طلاق و ارث بر طبق کتاب اقدس بين بهائيان حوزه خويش داوری نمايند و مقامات کشوری نيز ضامن اجرائش باشند.”
(حضرت شوقی افندی نظم جهاني بهائي صفحه ۱۵۰)
ضرورت چهارم: تبدیل محکمه های محلی و ملی به بیوت عدل محلی و ملی میباشد. زیرا انتخاب اعضای بیت العدل بر مبنای نصّ صریح از طریق بیوت عدل ملی باید صورت پذیرد.
” تا محافل خصوصی و مرکزی مکمّلاً مرتّباً قانوناً تشکيل نگردد و دائر نشود تأسيس بيت عدل اعظم که مرجع کلّ امور و به نصّ قاطع الهی مؤسسّ قوانين و احکام غير منصوصه در کتاب است ممکن نه چه که انتخابش به نصّ صريح وصايای مقدّسه بايد بواسطه بيت عدل های خصوصی گردد چنانچه ميفرمايد ” يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی تشکيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد ” (توقيعات مبارکه ١٩٢٦- ١٩٢٢ صفحه ١٣٢)
بنابراین تکامل شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) به تشکیل بیت العدل حقیقی بر مبنای الواح و وصایای حضرت عبدالبهاء و تبیینات حضرت شوقی افندی باید طبق مراحل زیر انجام پذیرد:
“تحول این نخستین موسسه بین المللی جنینی ……در مسیر تکامل: به محکمه بهائی که به رسمیت شناخته شود متعالی، سپس به هیئتی منتخب مبدل، بعد به بیت العدل عمومی شکوفا و درخشان گشته” (اعلامیه نهم ژانویه یکهزار و نهصد و پنجاه و یک) (توقيعات مباركه ۱۹۴۵-۱۹۵۲ صفحه ۲۴۱)
در مرحله اوّل از این تکامل باید شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) به محکمه بهائی تبدیل گردد. و به رسمیت شناخته شود.
در مرحله دوّم باید محافل محلی و محافل ملّی به محکمه های محلی و ملّی بهائی تکامل یافته و از طرف دولتهای آن کشورها تسجیل شده و حوزه فعالیت آنها تائید و به رسمیت شناخته شود.
در مرحله سوّم از این تکامل، محکمه های ملی بهائی باید اعضای بیت العدل جنینی (شورای بین المللی بهائی) که به مقام محکمه بهائی تکامل یافته است را انتخاب نمایند.
انتخاب اعضای محکمه بهائی از طریق محکمه های ملی منوط به تبدیل شدن همه محافل ملی به رتبه محکمه بهائی نمی باشد. بلکه در این مرحله از تکامل به تشخیص ولی امر آن زمان به مرحله انتخابات ارتقاء می یابد.
این روند انتخاب اعضای محکمه بهائی از طریق محکمه های ملی با توجه به شرایط حاضر و نقایص تمدن حاضر در عالم انسانی، سالها ادامه خواهد یافت و باید تا زمانی اجرا گردد که این امکان فراهم گردد تا تعداد کثیری از محکمه های محلی و ملی به بیوت عدل محلی و ملی تکامل یابند.
در مرحله چهارم باید محکمه های ملی و محلی به بیوت عدل محلی و ملی تکامل یابند. این تکامل منوط به آن است که دولتهای این کشور ها به بیوت عدل محلی و ملی رسماً اجازه انجام رسوم و احکام منصوصه و غیر منصوصه را برای بهائیان صادر کرده و ضمانت نمایند. ولی منوط بر آن نیست که اکثریت مردم کشورها بهائی گردند.
در مرحله پنجم که تعداد کثیری بیوت عدل ملی تشکیل شده باشد بر مبنای تشخیص ولی امر وقت این بیوت عدل ملی اعضای بیت العدل اعظم را بر طبق نصّ صریح الواح وصایا انتخاب می نمایند و بیت العدل اعظم تشکیل می گردد و عصر تکوین دیانت بهائی به پایان میرسد و عصر ذهبی دیانت بهایی آغاز میگردد.
حضرت شوقی افندی می فرمایند:
“در خاتمه مذکور ميگردد که عصر تکوين دور بهائی به ارتفاع نظم اداری مخصّص گشته و اين نظم به مثابه صدفی برای حفظ و صيانت گوهر گرانبهای امر اللّه است و به مرور زمان واضح و مبرهن خواهد شد که اين نظم عامل اصليّهايست که اين شرع انور را به مرحله نهائی وارد خواهد کرد . مادام که اين نظم هنوز در مرحله طفوليّت است زِنهار که نفسی در ادراک کيفيّتش به خطا رود و يا از اهميّتش بکاهد يا مقصدش را دگرگون جلوه دهد.
صخرهای که اين نظم اداری بر آن استوار است مشيّت ثابته الهيّه برای عالم انسانی در عصر حاضر است. منبع الهامش نفس حضرت بهآءاللّه است……..
محوری که مؤسّساتش حول آن طائف مضامين مُحکمه الواح وصايای حضرت عبدالبهآء است……ارکانی که سلطهاش مُستَظهَر بدانست دو مؤسّسهء ولايت امر اللّه و بيت عدل اعظم است.( دور بهائی صفحه ۹۵)
با توجه به توضیحات فوق در این قسمت به علت مهم بودن موضوع به اختصار به کج روی و اشتباهاتی که بعد از صعود حضرت شوقی افندی رخ داده است، مبادرت می گردد.
باید توجه داشت که اهل بهاء در ظل محافل محلی هستند و محافل محلی در ظل محافل ملی قرار دارند و محافل ملی در ظل شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) می باشند. در واقع تمام محافل و نتیجاً تمام احباء در سیستم تشکیلات بهائی در ظل شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) بودند و هستند. ایادی امر سابق بدون اجازه و یا دستور ولی امر الله اجازه دخالت در امور مربوط به محافل را هم نداشتند چه برسد به آنکه رهبری دیانت بهائی را به عهده بگیرند. بعد از صعود حضرت شوقی افندی باید اداره اهل بهاء به عهده شورای بین المللی بهائی قرار میگرفت و در تحت نظارت رئیس آن که جناب میسن ریمی بودند (و در واقع در تحت نظارت و سرپرستی ولی امر دوم دیانت بهائی) قرار می گرفت. در مقاله مربوط به “رویدادهای بعد از صعود حضرت شوقی افندی و عملکرد روحیه خانم و ایادی سابق” به این موضوعات دقیقتر مبادرت می گردد.
متاسفانه بعد از صعود حضرت شوقی افندی رهبری دیانت بهائی توسط روحیه خانم و ایادی سابق به نا حق تصاحب و غصب گردید و اولین شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) از طریق ایادی خاطی منحل گردید. در سال ١٩٦۳ بیت العدل بدلی و اعضای آن از طریق محافل ملی انتخاب شدند. بدون در نظر گرفتن تبیینات صریح اولین ولی امر الله، ایادی امر خاطی مسیر دیانت بهائی و نظم جهانی را تغییر دادند.
حضرت شوقی افندی در تاریخ نهم ژانویه ١٩۵١ شورای بین المللی بهائی (بیت العدل جنینی) را تاسیس نمودند و در تاریخ دوم مارچ ١٩۵١حضرت میسن ریمی را به ریاست آن شورا انتصاب و به آگاهی همگان رساندند.
طبق الواح مبارک وصایا رئیس بیت العدل اعظم کسی جز ولی امرالله نمی تواند باشد.
و طبیعتاً این سئوال و پرسش بسیار مهم مطرح میشود که چگونه می شود، در زمانی که حضرت میسن ریمی رئیس بیت العدل اعظم در مرحله جنینی بودند و طبق الواح مبارک وصایا رئیس بیت العدل کسی جز ولی امرالله نمی تواند باشد، پس چرا حضرت شوقی افندی ولی امر وقت به حساب می آمدند و نه جناب میسن ریمی.
شورای بین المللی بهائی جنین بیت العدل اعظم بعد از مقام اولین ولی امرالله بالا ترین موسسّه نظم اداری بهائی بود ولی بصورت غیر فعال باقی ماند و هرگز در زمان حیات جناب شوقی افندی فعال نگشت و جلسه ای رسمی تشکیل نداد. زیرا اگر اجازه فعال شدن آن را جناب شوقی افندی صادر میکردند به این معنی می بود که رئیس آن که جناب میسن ریمی بودند، ولی امر دوّم میشدند و ولایت را به جناب میسن ریمی تفویض کرده اند و چون خودشان ولی امر وقت بودند، شورای بین المللی بهائی جنین بیت عدل اعظم را فعال نکردند. بنابراین بعد از صعود ایشان جناب میسن ریمی بعنوان رئیس بیت العدل جنینی و بالاترین موسسه نظم اداری بهائی تنها کسی بودند که در واقع جانشین و مبتنی بر انتصاب بوسیله ولی امر قبلی، دومین ولی امر دیانت بهایی شدند. و همانطور که میدانید هیچ کس دیگری نتوانست و نمی توانست اجازه چنین ادعا و جایگاه را داشته باشد و یا به خود بدهد.
بنابراین انتصاب جناب میسن ریمی از طریق جناب شوقی افندی بر مبنای الواح وصایای حضرت عبدالبها که می فرمایند: “ ای احبّای الهی بايد ولی امر اللّه در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد .” بسیار دقیق انجام گرفت.
برخی از احبا این سئوال را مطرح میکنند که چرا انتصاب جناب میسن ریمی در زمان حیات حضرت شوقی افندی به این صورت انجام گرفته است؟
پاسخ اینست که این انتصاب بسیار دقیق انجام شد و غیر از جناب میسن ریمی هیچ شخص دیگری نمی توانست ادعای ولی امر بودن را داشته باشد.
یکی از مهمترین دلایل این نحوه انتصاب این می باشد که جناب میسن ریمی تقریباً ۲۳ سال از جناب شوقی افندی مسن تر بودند. جناب میسن ریمی در زمان انتصاب در سن ٧٧ سالگی بودند و در هنگام صعود جناب شوقی افندی، نزدیک به ۸۲ سال سن داشتند و انتصاب ایشان به هر شکل دیگری باعث تشویش و نگرانی شدید برای خانم و نزدیکان ایشان و در بین اهل بهاء می گردید. زیرا احبا به علت بالا بودن سن جناب میسن ریمی بسیار سریع به این نتیجه می رسیدند که صعود جناب شوقی افندی بسیار نزدیک میباشد. و این مسئله باعث فلج شدن امر و رنج و عذاب برای نزدیکان و اهل بهاء میگردید.
بنابراین روش انتصاب مطابق الواح وصایا و بسیار با دور اندیشی و حکمت و از روی لطف با توجه به شرایط آن زمان انجام گرفت و حتماً در آن دلایل دیگری هم بوده است.
پیدا نشدن و یا مفقود بودن وصیّتنامه حضرت شوقی افندی به این معنی نیست که ایشان به وظیفه خود که نوشتن وصیّتنامه است عمل نکرده اند. داشتن و نوشتن وصیّتنامه امری واجب در دیانت بهائی میباشد. و چگونه ممکن است که ولی امر الله و رهبر روحانی و مرکز امر دیانت بهائی بدون داشتن وصیّتنامه و تعیین و مشخص نکردن شرایط بعد از صعود شان اهل بهاء را در یک حالت بلاتکلیفی قرار دهند و به وظیفه شرعی خویش عمل نکنند. مخصوصاً اگر قرار می بود که ولایت به پایان برسد باید ایشان تبیینات و تفاسیر قبل خویش را باطل اعلام میکردند و نظم جهانی حضرت بهاءالله را بر مبنای نبود و فقدان ولی امر تبیین و تکلیف احباء را مشخص میکردند. در صورتی که ایشان در طی ۳۶ سال ولایت خویش در نصوص خود کاملاً صریح و واضح بر تغییر ناپذیر بودن این نظم تایید و تاکید کرده اند. و اگر کسی بگوید که ایشان صلاح ندیدند که وصیّتنامه ای داشته باشند با توجه به توضیحات قبل نمی تواند منطقی باشد و باید از حضرت شوقی افندی مکتوبی ارائه دهد. زیرا که با سکوت و نداشتن وصیّتنامه غیر از این می تواند باشد که جای بوجود آوردن هزاران سئوال مطرح شود. وظیفه ایشان این است که باعث رفع سئوالات و شبهات شوند نه اینکه باعث تشدید و ایجاد سئوالات و شبهات گردند.
بهائیان حقیقی معتقد هستند که ایشان وصیّتنامه داشته اند ولی آن وصیّتنامه توسط خائنین و یا افرادی پنهان گردیده و مفقود شده است.
با توجه به توضیحات و تفاسیر و نصوص حضرت شوقی افندی و حضرت عبدالبهاء در دیانت بهائی ولی امر الله مرکز امر و وجودش ضروری و حیاتی میباشند.
حضرت عبدالبها در الواح وصایا می فرمایند:
“نفسی را حقّ رائی و اعتقاد مخصوصی نه، بايد كلّ اقتباس از مركز امر و بيت عدل نمايند.”
بدون ولی امر الله هیچ موسسّه ای در دیانت بهائی موجودیت و وجاهت شرعی و الهی ندارد. کسانی که معتقد هستند که ولایت به پایان رسیده است باید یا اعتقاد بر آن داشته باشند که دیانت بهائی الهی نبوده است زیرا قسمت اعظم الواح وصایا و تبیینات حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی اشتباه بوده اند و بنابراین دیگر به هیچ یک از تبیینات ایشان نمی شود اعتمادی کرد و یا اعتقاد بر این داشته باشند که دیگر هیچ موسسّه ای وجود نخواهد داشت که شرعی و الهی باشد حتی اگر آن موسسّه بدلی بیت العدل اعظم نامیده گردد.
به عزیزان و یاران الهی صمیمانه پیشنهاد می گردد برای ادامه به تحرّی حقیقت که از مهمترین تعالیم حضرت بهاءالله میباشد و رفع شبهات به مقاله ” تفسیر بند ۴۲ کتاب اقدس و تحریف بیت العدل بدلی” مراجعه نمایند تا حقایق جدیدی برای شما آشکار گردد.
علی ثابتی
01.02.2025